حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٣
حضرت امام، از اين آيه شريفه برداشت مىكند: در آيه شريفه، پيروى از خدا و رسول خدا، از مؤمنان خواسته شده است. پيروى خدا، يعنى عمل به دستورهاى شريعت و وحى كه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نازل شد. پس عبادت و آن احكامى كه در وحى آمده، پيروى از خداوند است. اما پيروى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، به گونه ديگرى است. عمل به احكام خدا، پيروى از فرمان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله گفته نمىشود، بلكه پيروى خداست.
پيروى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، يعنى آن كه مؤمنان پيرو دستورها و فرمانهايى باشند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امام عليه السّلام به عنوان رهبر و زمامدار جامعه اسلامى صادر مىكنند.
در مثل، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله امر مىكند كه همه مسلمانان بايد با سپاه اسامه به جنگ بروند. مؤمنان بايد از دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و اله پيروى كنند و حق سرپيچى ندارند، زيرا خداوند حكومت و فرماندهى را به آن حضرت واگذارده، و ايشان هم برابر مصالح و تشخيص خود، به تدارك نيرو و بسيج سپاه مىپردازد. مؤمنان، افزون بر آن كه بايد به دستورهاى وحى عمل كنند، وظيفه دارند كه درا ين امور نيز از پيامبر و امام فرمانبرى داشته باشند[١]. بنابراين از آيه، سمت و شأن حكومتى و فرمانروايى پيامبر و امام دانسته مىشود.
ساختار طبيعى دين
در قرائت امام، اسلام، دين عبادت و موعظه نيست، تا گفته شود پيامبر صلّى اللّه عليه و اله وظيفه و شأنى به جز بيان احكام و پند و اندرز ندارد، بلكه ساحت اجتماعى و راهكارهاى اجرايى و عملى بخش اصيل و گسترده از اين دين است. اسلام،
[١] - ولايت فقيه، ص ٦٠.