حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٢
قيام كرده بودند، گرفتند و بردند در زندان ... علماى بزرگ آذربايجان را مثل مرحوم آميرزا صادق آقا و مرحوم انگجى و ديگران را گرفتند و از آنجا بردند، تبعيد كردند.[١] جنبش عالمان عراق، در برابر قواى انگليس، حادثه ديگرى بود كه از نگاه امام، بارها روايت شد. حضور بزرگوارانى، چون ميرزا محمد تقى شيرازى و ... در برابر ارتش مهاجم انگلستان، كارى خرد نبود. قدرت اهريمنى بريتانيا، كه در قرن نوزده و اوائل قرن بيستم، خود را امپراتورى بىرقيب مىشناخت، دل و جان را از سياستمداران مىربود. آنان را، به عجز و لابه وامىداشت.
زهرچشم نمايندگان دولت بريتانياى كبير، خواب راحت را از آنان مىگرفت.
اين واژهها، نه گزاف و مبالغه كه يادآورى گوشهاى از واقعيتهاى آن زمانه است. در آن احوال دل به ايستادگى و پايدارى سپردن و از قدرت و ميمنه آن دولت فخيمه، ترسى به دل راه ندادن، به ميان كارزار برآمدن و ديگران را به جهاد فرا خواندن، كارى بود كارستان! و اين عزم و همت از عهده مراجع عراق برآمد. امام در حكايت از اين برگ زرين تاريخ عراق، فرمودهاند:
قضيه عراق را ميرزاى شيرازى دوم، اين شخص عظيم الشأن، اين شخص بزرگ، اين شخص عالى مقام در علم و در عمل، اين نجات داد عراق را. او، حكم جهاد داد ... عشاير آمدند خدمت ايشان و ايشان حكم داد، حكم جهاد داد، جهاد كردند، كشته دادند، كشته شدند تا مستقل كردند عراق را.[٢] و يا فرمود:
[١] - صحيفه نور، ج ٢، ص ٢٣٨.
[٢] - همان، ج ١، ص ٢٥٩.