حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٣٧
تندروانى جز به حذف و تضعيف، زبان نمىگشادند، ولى بيان و منش امام، پيراسته از اين اعمال بود. گرچه قضاوت در شيوه رفتار آن مراجع، سخنى بايسته و شايسته را مىطلبد، اما اين مايه دقت و شيوه عمل از حضرت امام، يادگار و درسآموز باقى ماند و مىماند.
در زندگانى سياسى حضرت امام، تنها يك مرتبه برخورد صريحى با يكى از مدعيان مرجعيت صورت گرفت. گرچه در آن مورد نيز امام، در سخنرانىهاى عمومى، مطلبى نگفت. اما همان موضع غير علنى نيز، پس از يك دوره طولانى صبر و حوصله و متانت انجام يافت. از شروع مبارزه تا پيروزى انقلاب، امام بارها و بارها از تفرقهافكنى و ايجاد شكاف آن شخص در نهاد مرجعيت شيعى، گلايهمند بود. تأسيس دار التبليغ، پاسخ تلگراف شاه و مواضع ديگر وى، موضع يكپارچه مرجعيت شيعى را در برابر رژيم پهلوى مىشكست، اما امام در تمامى اين وقايع، به حرمت منصب مرجعيت (و نه شخص) سكوت داشت و سكوت. با اوجگيرى نهضت، صفسازىها افزون شد، پس از پيروزى انقلاب آشوبهاى آذربايجان، قم و ... رخ داد. در مسائل گوناگون چون رأى به جمهورى اسلامى، مجلس شورا يا خبرگان و ... به موضعگيرى پرداخت. امام، در تمامى اين احوال، خويشتندار بود. از گلايهاى مخفيانه و نهچندان عام، پا را فراتر ننهاد. حتى در حفظ تكريم و حرمت وى، تا آنجا كه ممكن بود، كوشيد. اما اصرار وى در كژروى، ادامه يافت تا آن كه با كشف نقش وى در كودتاى نافرجام، چارهاى جز تضييق حوزه ارتباطات وى نبود ....
واقعه فوق درسى فراگير و ماندگار شد كه نهاد مرجعيت، چنان قداست و