حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٥
كنندهاست و به گونهاى در حيات دين نقش دارد كه گماردن جانشين براى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله رسالت را كامل و تمام مىكند:
اگر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله خليفه تعيين نكند، فما بلّغت رسالته[١] رسالت خويش را به پايان نرسانده است. ضرورت اجراى احكام و ضرورت قوه مجريه و اهميت آن در تحقق رسالت و ايجاد نظام عادلانهاى كه مايه خوشبختى بشر است سبب شده كه تعيين جانشين، مرادف اتمام رسالت باشد.[٢] پس، ماهيت و ساختار قانونهاى اسلام، اقتضا مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله حكومت و امامت جامعه را عهدهدار باشد، تا از راه آن، بتواند خواستهها و آموزههاى وحى را پياده كند.
گماردن جانشين
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله براى كدام امر دين جانشين لازم دارد؟
به راستى اگر شأن و وظيفه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله تنها دريافت و ابلاغ وحى باشد، چه نيازى به جانشين است؟
مگر وحى با رحلت آن حضرت پايان نيافت؟
از سوى ديگر، امامان شيعه و جانشينان به حق پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، و نه هيچيك از خلفاى اهل سنت، در دريافت و ابلاغ وحى جانشين پيامبر نبودند. پس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله براى چه منظورى جانشين گمارد (به اعتقاد شيعه)؟ و خلفا در چه
[١] - مائده، آيه ٦٧.
[٢] - ولايت فقيه، ١٥.