حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٥٧
در همه آنچه خداوند حلال فرموده، صلاح و بقاى بندگان را مىيابيم و بشر بدانها نيازد دارد و بدون آنها زندگى درستى نخواهد داشت. و در همه آنچه خداوند حرام فرموده، فساد و نابودى بندگان و بىنيازى آنها را بدان مىيابيم. خداوند پارهاى از چيزهايى را كه حرام كرده است، به هنگام نياز حلال كرده؛ زيرا در آن هنگام، در استفاده از آنها مصلحت وجود دارد، ماندن حلال بودن استفاده از مردار، خون و گوشت خوك، به هنگام نياز شديد، زيرا درگاه نياز، در استفاه از آنها، مصلحت است.
در اين بيان، امام عليه السّلام همه احكام شرعى و همچنين احكام ثانوى را بسته به مصلحت مىداند. روايتى به همين مضمون از امام باقر[١] و امام صادق عليهم السّلام[٢] نيز نقل شده است. در روايتى ديگر امام رضا عليه السّلام مىفرمايد:
خداوند، هيچ خوردنى و آشاميدنى را حلال نكرد، مگر به اين جهت كه در آنها سود و مصلحت بندگان است. و چيزى را حرام قرار نداد، مگر به سبب زيانبار بودن، يا سبب مرگ شدن و فسادانگيزى آن.[٣] در اين زمينه روايات بسيارى وجود دارد. اين سخنان، گوياى اين نكتهاند كه مصلحت عنصرى اصيل و ريشهدار و جوشيده از متن دين و شريعت است، نه چيزى كه امام راحل، آن را پديد آورده باشد.
فقهاى بزرگوار شيعه، بر اين سخن اتفاق دارند.
سيد مرتضى مىنويسد:
[١] - همان، ص ٤٨٣- ٤٨٤.
[٢] - ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ١٦، ص ١٦٣ و ج ٧١، ص ٣، چاپ قديم.
[٣] - الفقه المنسوب للامام الرضا عليه السّلام، ص ٢٥٤ و مستدرك الوسائل، ج ١٦، ص ١٦٥ و ج ٣، ص ٧١.