حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٠٧
... و منها: أنّه لو لم يجعل لهم إماما قيّما امينا، حافظا، مستودعا، لدرست الملّة، و ذهب الدين، و غيّرت السّنن و الأحكام، و لزاد فيه المبتدعون، و نقص منه الملحدون و شبّهوا ذلك على المسلمين؛ إذ قد وجدنا الخلق منقوصين محتاجين غير كاملين، مع اختلافهم و اختلاف أهوائهم، و تشتّت حالاتهم، فلو لم يجعل قيّما حافظا لما جاء به الرسول الأوّل، لفسدوا على نحو ما بيّنّاه، و غيّرت الشرائع و السنن و الأحكام و الإيمان. و كان في ذلك فساد الخلق أجمعين؛[١] از جمله [علتهاى نياز به رهبر] آن استكه اگر براى مردمان امامى برپا نگهدارنده نظم و قانون، امين و نگاهبان و امانتدار برنگمارد مردمان سست و دين پايدار نخواهد ماند و سنتها و آيينهاى دينى دگرگون خواهد شد و بدعتگذاران چيزها بر دين خواهند افزود و ناباوران از آن خواهند كاست و آن را براى مسلمانان به گونهاى ديگر جلوه خواهند داد، زيرا مىبينيم كه مردمان ناكامل و نيازمند كمالند افزون بر آن، مردمان نابرابر و خواستهاهى گوناگون و احوالى پراكنده دارند، پس اگر كسى را كه برپا نگهدارنده نظم و قانون باشد و پاسدار آنچه پيامبر آورده بر مردم نگماشته بود، همانگونه كه شرح داديم، به تباهى مىگراييدند و سنتها و قانونها و تعهدهاى دينى دگرگون مىشد و اين دگرگونى سبب تباهى تمامى مردمان مىشود.
در اين حديث به شرح، سببهاى ديگرى بر بايستگى وجود رهبر و حكومت دينى بيان شده است، مانند اين كه اگر رهبرى امين عهدهدار حكومت نباشد، مردمان به انگيزههاى گوناگون پا از دايره حقوق و آيينهاى
[١] - شيخ صدوق، علل الشرايع، ج ١، ص ٢٥١، باب ١٨٢ ح ٩.