حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٥٦
لكنّ ظاهر الأصحاب عملا و فتوا في سائر الأبواب عمومها، بل لعلّ من المسلّمات أو الضروريات عندهم.[١] از عمل و فتواى اصحاب در ديگر بابهاى فقه، عمومى بودن و فراگيرى ولايت فقيه، استفاده مىشود، بلكه شايد از نظرگاه آنان، ولايت عامه فقيه از مسلّمات و ضروريات باشد.
و در جاى ديگر، اظهار مىدارد: اطلاق دليلهاى ولايت فقيه، به ويژه روايت اسحاق بن يعقوب فقيه را در رده اولىالامر قرار مىدهد، اولىالامرى كه پيروى از آنان بر ما واجب است.[٢] از سخنان ياد شده كه به عنوان نمونه آورده شد و ديگر سخنان وى در ديگر بابهاى فقهى، سستى گفتار كسانى كه پنداشتهاند صاحب جواهر درباره ولايت عامه سخنى نگفته است، روشن مىگردد.
از اين سخن سستتر و بىپايهتر، اين است:
تئورى ولايت فقيه يكى از فروع فقه است ... و نوادرى چون مرحوم امام رحمه اللّه يا ملا احمد نراقى از قائلين به بسط يد فقها در امر حكومتى بودهاند و اكثريت مطلق فقها و مراجع تقليد دو قرن گذشته، به چنين فتوايى قائل نيستند.[٣] اين سخن، سخن جديدى نيست. پيش از اين نويسنده نهضت آزادى چنين ادعايى كرده بود و ما به شرح، ديدگاه اين گروه را نقد و بررسى كرديم و
[١] - همان، ج ١٦، ص ١٧٨.
[٢] - همان، ج ١٥، ص ٤٢١.
[٣] - روزنامه« ايران» ١٠/ ٦/ ٧٦، محمد محسن سازگارا، مقاله روحانيون و روشنفكران دينى.