حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٢٠
ناگزير به بازگشت نگردد، راهى است كه وحى و دين نشان مىدهد، يعنى مسير جامعه و مديريت اجتماع را بر بنيان هدفها و ارزشهايى قرار دهد كه دين و وحى به او مىگويد و روشهاى علمى كه خود كشف مىكند، در خدمت پياده كردن آنها در بياورد، نه آن كه هدفهاى انسانى دين را در برابر اجراى روشهاى زودگذر و مرحلهاى و به گمان خود، گزينش مديريتى سودمند (اما به واقع زيانبار) قربانى كند.
٢. در برابر ديدگاه نخست كه به طور كامل امور دنيايى، از جمله عهدهدارى حكومت و سياست جامعه را از قلمرو رسالت دين بيرون مىبرد و آن را تسليم فكر و دانش بشر مىكند، ديدگه ديگرى وجود دارد كه هدف دين را فراتر از امور معنوى و اخروى مىداند. اين ديدگاه بهرهمندى و سامانيابى زندگى دنيا و ساختن جامعه را بر تراز عدل و قسط، از هدفهاى دين مىشمارد و بر قلمرو اجتماعى دين تأكيد مىورزد.
با وارد شدن امام خمينى به عرصه تحليل و تفسير و روشنگرى از «ولايت فقيه» و «حكومت اسلامى» اين ديدگاه به اوج رسيد و جايگاه اصلى آن در معرفت دينى روشن شد. به باور امام، وحى اسلام، تنها عبادى نيست كه جزنمودن راه بندگى و عبوديت و بيان ثواب و عقاب اخروى به چيز ديگرى نپردازد. از ديدگه ايشان جامع بودن اسلام به معناى توجه دين به همه زواياى وجودى و همه نيازهاى مادى و معنوى بشر است، يعنى هرچه را كه انسان براى دستيابى به سعادت دنيوى و اخروى نياز دارد، بيان مىكند:
اسلام، براى اين انسانى كه همهچيز است، يعنى از طبيعت تا ماوراء طبيعت، تا عالم الوهيت مراتب دارد. اسلام تز دارد، برنامه دارد.