حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٧
عزت داده است، به آنها عظمت داده است ديگران را تبع آنها قرار داده، ملت را تابع آنها قرار داده، اينها همه مسئويت مىآورد.[١]
مرجعيت و سياست
امام، دين و سياست را عجين مىديد. دوگانهاش نمىانگاشت كه به تقارب نيازمندش بيند، بلكه روح سياست را در پيكره ديانت، مجسم مىديد.
اين باور را، امام بارها و بارها عرضه مىكرد. دهها اصل فكرى- عملى امام از اين موضع برمىخاست. نظريه ولايت فقيه، ضرورت مبارزه با حكام جائر، لزوم مبارزه با استعمار و صهيونيسم، ضرورت آيين برائت در حج و دهها مقوله ديگر از اين تلقى نشئت مىيافت.[٢] با اين ديدگاه، امام مرجعيت دينى را در احساس وظيفه سياسى مسئول مىدانست. كنارهگيرى از صحنه سياست و تكاليف اجتماعى را از آنان برنمىتابيد. اين نكته، از اهم مسائلى بود كه ديدگاه ايشان را از پارهاى ديگر متمايز مىساخت، از آن جمله مىتوان سخنان ذيل را نمونه آورد:
اين را كه ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شايع كردهاند. اين را بىدينها مىگويند. مگر زمان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره، عدهاى روحانى بودند و عده ديگر سياستمدار و زمامدار؟ ... اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسى آنها درست كردهاند تا دين را از
[١] - همان، ج ١، ص ١٢٢.
[٢] - امام خمينى، البيع، ج ٢، ص ٤٩٥ به بعد.