حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٥٤
آبائه الطاهرين و عجّل اللّه تعالى فرجه، و جعلني فداه،- و يدلّ عليه العقل و الإجماع و الأخبار.[١] فقيه، از سوى صاحب امر (عج) گمارده شده است. بر اين مطلب، عقل و اجماع و اخبار دلالت دارند.
مرحوم علّامه نراقى (م. ١٢٤٥ ه) در كتاب نفيس و پرارج خود، عوائد الايام، از ولايت و نيابت عامه فقيه و دليلهاى آن سخن گفته و بر اين باور است: در هر موردى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و يا امامان معصوم عليهم السّلام ولايت داشتهاند، ولى فقيه و حاكم اسلامى نيز در روزگار غيبت ولايت دارد.
هر كارى كه مربوط به امور دينى و يا دنيوى مردم است و بايد انجام گيرد، فقيه داراى شرايط، عهدهدار آنها خواهد بود.[٢] مير فتاح حسينى مراغهاى (م. ١٢٥٠ ه) نيز ولايت مطلقه فقيه را پذيرفته و دليلهاى گوناگونى بر آن اقامه كرده است.[٣] صاحب جواهر (م. ١٢٢٦ ه) در بسيارى از كتابهاى فقهى، از ولايت عامه فقيه سخن گفته است، از جم ٩: در كتاب امر به معروف و نهى از منكر، در بحث روا بودن اقامه حدود به دست فقيه، پس از آن كه ولايت مطلقه فقيه را ثابت مىكند، مىنويسد:
بل لولا عموم الولاية لبقي كثير من الأمور المتعلقة بشيعتهم معطلّة، فمن الغريب وسوسة بعض الناس في ذلك، بل كأنّه ماذاق من طعم
[١] - مفتاح الكرامه، ج ١٠، ص ٢١.
[٢] - نراقى، عوائد الايام، ص ١٨٧- ١٨٨.
[٣] - مير فتاح حسينى مرغهاى، العناوين، ص ٣٥٢- ٣٥٣. اين كتاب ٩٤ عنوان دارد، عنوان ٧٤ آن، ويژه ولايت فقيه است.