حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٣١
ضمن مراجعه به دفتر امام، درخواست رساله عمليه مىكردند و وقتى ما مىگفتيم كه نداريم و ما هم براى خودمان يا براى نياز دفتر و پاسخ به سؤالهاى شرعى و حتى نياز شخص امام رساله لازم داشته باشيم، از ديگران مىخريم. شگفتزده مىشدند.[١] حكايتهاى فوق، نشان مىدهد كه امام به مرجعيت، به عنوان وظيفهاى سنگين مىنگريست و نه پست و مقامى نان و آبدار! كالاى تجارتىاش نمىانگاشت كه با رنگ و لعاب و تبليغات، براى آن بازار مصرف پيدا كند و اين و آن را به سوى خود كشد. از تقوا و ورع كسانى چون سيد بن طاووس بهرهمند بود، كه از مقام افتا و مرجعيت گريزمند بود و بارها مىگفت:
اگر خداوند به پيامبرش فرمود: ولو تقوّل علينا بعض الأقاويل* لأخذنا منه باليمين[٢]؛ [اگر كلامى ناروا بر ما بندد، رگ گردن او را قطع مىكنيم] با مثل من چه خواهد كرد، اگر با فتواى خويش به خطا روم و ....
اينگونه احتياطها، براى آنان كه احكام دين را به منزلت و مرتبتى نمىگيرند، شايد گزاف و مبالغه بنمايد، اما آنان كه شأن و حرمت ديانت را مىشناسند، جاىگاه سخن سيد بن طاووس و مايههاى هراس و گريز بزرگوارانى چون امام را از پذيرش منصب مرجعيت، درمىيابند.
حرمت مرجعيت
حفظ و رعايت احترام مراجع زمان، از ويژگىهاى بارز امام بود. در
[١] - مجله پاسدار اسلام، سال ٨، شماره ٩٦، ص ٣٣، خاطرات آقاى رحيميان.
[٢] - سيد بن طاووس، فتح الابواب بين ذوى الالباب و بين رب الارباب، ص ٣٠، مقدمه.