حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٥٣
المصلحة فى ذلك» أي هو ما يحمل على الصلاح، و منه سمّي ما يتعاطاه الإنسان من الأعمال الباعثة على نفعه؛[١] مصلحت، يعنى آنچه كه بر عمل بار است و سبب صلاح و شايستگى مىگردد. از همين باب است اين سخن كه: «امام مصلحت را در اين ديد»، يعنى اين چيزيا ست كه سبب صلاح مىشود. از اين روى، كارهايى كه انسان انجام مىدهد و سبب سودبرى وى مىشود، به اين نام ناميده مىشوند.
ديگر كتابهاى لغت نيز، همانند دو كتاب ياد شده، مفهم مصلحت را شرح دادهاند.
مصلحت در كتاب و سنت و كتابهاى فقهى به همين معنا، با گستراندن معناى سود كه سود دنيوى و اخروى را در بر بگيرد، به كار برده شده است.
صاحب جواهر مىنويسد:
يفهم من الأخبار و كلام الأصحاب، بل ظاهر الكتاب[٢] من أنّ جميع المعاملات و غيرها إنّما شرّعت لمصالح النّاس و فوائدهم الدنيويّة و الأخروية مما تسمّى مصلحة و فائدة عرفا؛[٣] از اخبار و سخنان فقيهان، بلكه ظاهر قرآن استفاده مىشود: همه دادوستدها و غير آنها، براى مصالح و سودهاى دنيوى و اخروى مردم، يعنى آنچه از ديد عرف، مصلحت و سود ناميده مىشود، تشريع شدهاند.
بنابراين مصلحت از ديد اسلام، يعنى هر كارى كه به سود و صلاح مادى و
[١] - السعيد الخورى الشرتوتى، اقرب الموارد، ماده صلح.
[٢] - نساء، آيه ٢٩.
[٣] - شيخ محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج ٢٢، ص ٣٤٤.