حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٩٣
هر كارى را به فردى كه صلاحيت لازم را دارد وامىگذارند.
اگر مقصود اينان از ولايت مطلقه فقيه همين مطلبى باشد كه امام مىگويد، درست است و با ديدگاه حضرت ايشان هماهنگى دارد، ولى از ظاهر سخن اين گروه، چيز ديگرى استفاده مىشود. به نظر مىرسد اين گروه مىخواهند بگويند: مقصود امام از ولايت مطلقه فقيه، مطلق بودن اختيارهاى نظام جمهورى اسلامى ايران است، نه اين كه اختيارهاى شخص ولى فقيه به عنوان جزئى از نظام مطلق باشد. درست است كه ولايت مطلقه مربوط به شخصيت حقوقى فقيه مىشود نه حقيقى او، يعنى ولايت از آن نهاد رهبرى و حاكميت است، ولى در خارج و واقع وابسته به شخصيت حقيقى فقيه است، يعنى مشروع بودن نظام بسته به آن است كه در رأس آن، فقيه داراى همه ويژگىها و شرايط باشد.
اگر مقصود اين معنا باشد، نسبت آن به امام نادرست است. افزون بر اين، اين كه يك نظام اختيارهاى مطلقه دارد، چيز تازهاى نيست، همه نظامهاى سياسى دنيا در مجموع داراى اختيارهاى مطلقهاند. اگر مقصود امام خمينى از ولايت مطلقه اين بود، آنهمه تأكيد و پافشارى را لازم نداشت.
جمعبندى
از آنچه آورديم روشن شد:
١. ولايت مطلقه فقيه، قرائتى از قلمرو ولايت فقيه است، قرائتى كه حوزه اختيار ولى فقيه را د ر امور حكومتى، همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امامان معصوم عليهم السّلام مىداند و براى ولى فقيه، حق تصميمگيرى در همه امور كشور را باور دارد.