حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٧٤
امامان معصوم عليهم السّلام را در پيوند با حق رهبرى اجتماعى و سياسى دانستهاند.[١] به اين معنا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امامان عليهم السّلام در بعد اجتماعى و حكومتى، ازديگران سزاوارترند كه كارها را سامان دهند و دخالت كنند. هر مديرى در حوزه مديريتى خود و كارهايى كه به عهده او گذاشته شده از ديگران سزاوارتر است به انجام كارها و سر و سامان دادن به امور و بستن و گشودن آنها.
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امامان عليهم السّلام نيز در كارهايى كه خداوند به عهده آنان گذاشته و در حوزه حكومت از هركس ديگر به انجام كارها و بستن و گشودن امور، سزاوارترند.
چنين است حكم قواى سهگانه، كه هريك از آنها، در محدوده مسئوليتى كه دارند، از ديگران سزاوارتر و شايستهترند كه دخالت ورزند و دستيازند.
از آنچه آمد، روشن شد كه فقيه نيز داراى چنين ولايتى نيست، وقتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و يا امامان عليهم السّلام حق نداشته باشند در زندگى خصوصى مردم به دلخواه و بدون رضايت آنان دخالت كنند به طريق اولى ولى فقيه چنين حقى ندارد و به هيچروى نمىتواند بدون مصلحت در انتخاب شغل، كار، مسكن، انتخاب همسر و يا نقل و انتقال مالهاى آنان، اراده خود را بر ديگران تحميل كند.
بر همين اساس، امام خمينى مىنويسد:
ثم إنّا قد أشرنا سابقا إلى أنّ ما ثبت للنبّي صلّى اللّه عليه و اله و الإمام عليه السّلام من جهة ولايته و سلطنته ثابتة للفقيه، و أمّا إذا ثبت لهم عليه السّلام ولاية من غير هذه
[١] - بلغة الفقيه، ج ٣، ص ٢١٧؛ استاد شهيد مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ٧٣ ص ٢٨١ و الاسلام و الحكومه، ص ٤١ و ....