حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٦٣
١. ولايت مطلقه فقيه و حكومت مطلقه
چنانكه گفته شد، شمارى با همانندى گويشى كه ميان ولايت مطلقه فقيه و حكومت مطلقه ديدهاند، پنداشتهاند كه آن دو يكى هستند. ناآگاهان و غرضورزان در داخل و خارج، اين همانندى را سوژه مناسبى براى تبليغات عليه ولايت فقيه دانسته و با همه توان تلاش مىورزند كه حكومت مبتنى بر ولايت فقيه را استبدادى معرفى كنند: حكومتى كه در امور كشور و حقوق مردم بدون در نظر گرفتن هيچ معيار و ملاكى دخالت مىكند، حكومتى كه آزادى مردم را از آنان دريغ مىدارد و به آنان اجازه هيچگونه انتقاد و اعتراضى نمىدهد و ...
بله، حكومت مطلقه، حكومتى استبدادى است. حكومت استبدادى، بر اساس حاكميت فرد و يا گروه ويژهاى بنا شده است. حكومتى است زورمدارانه، سركوبگر، خشن و غير پايبند به قانون و معيار و تراز.
در اينگونه حكومتها، اراده مردم هيچ نقشى ندارد، مصالح مردم در نظر گرفته نمىشود. حاكمان هيچ وظيفهاى نسبت به مردم احساس نمىكنند و خواستههاى شخصى و گروهى را بدون هيچ معيارى به اجرا مىگذارند. در چنين نظامهايى، حكومتگران، حكومت را از آن خود و خاندان خود مىدانند. بيشترين جنايتها را در طول تاريخ، اين حاكمان خودكامه و مستبد انجام دادهاند. اينان، براى حفظ تاج و تخت خويش، حتى فرزندان و برادران خود را به احتمال مزاحمت به خاك و خون كشيدهاند.[١]
[١] - منتسكيو، روح القوانين، ترجمه على اكبر مهتدى، ص ٩٣ ي ١٠٦ ي ١٠٧ ي ١١٩ و دكتر بهاء الدّين پازارگاد، تاريخ فلسفه سياسى، ج ١، ص ١٣٤، ج ٢، ص ٦٥١.