حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٥١
مصلحت نظان، از امور مهمهاى است كه گاهى غفلت از آن، موجب شكست اسلام عزيز مىگردد .... مصلحت نظام و مردم، ازا مور مهمهاى است كه مقاومت در مقابل آن، ممكن است اسلام پابرهنگان زمين را در زمانهاى دور و نزديك، زير سؤال ببرد و اسلام آمريكايى مستكبرين و متكبرين را با پشتوانه ميلياردها دلار توسط ايادى داخل و خارج آنان پيروز گرداند.[١] در اسلام مصلحت نظام، از مسائلى است كه مقدم بر هرچيز است و همه بايد تابع آن باشيم.[٢] از اين روى، بايد روشن شود:
ماهيت و مفهوم مصلحت چيست؟
آيا مصلحت در مكتب اسلام با ديگر مكتبها به يك معناست؟
آيا براى خرد و خردمندان راهى به مصلحتها و قانونگذارى بر اساس آن وجود دارد، يا خير؟
فرق بين مصلحت نظام و مصلحتهايى كه در احكام شرعى وجود دارند، در چيست؟
آيا با دگرگونى مصلحت، مىتوان حكم و يا قانون را دگرگون كرد و قانونهاى ديگرى را جايگزين ساخت؟
آيا در اين مسئله، بين احكام شرعى و احكام حكومتى ناسانى است؟
گيريم روا باشد دگرگونى حكم، چهكسى بايد اين وظيفه را بر عهده گيرد؟
بهديگر سخن، مرجع تشخيص كيست؟
[١] - صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى، ج ٢٠، ص ١٧٦.
[٢] - همان، ج ٢١، ص ١١٢.