حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٤٤
حكومت قانون است. و جز با آن دو، خردمندانه نيست كه چنان حكومتى، شكل بگيرد و برپا شود:
١. شناخت قانون.
٢. عدالت.
اما كاردانى، كه در حقيقت، جزيى از علم به معناى گسترده آن است، بىگمان، براى حاكم ضرورى است و البته مىتوان گفت: كاردانى شرط سومى است و از ويژگىهاى اصلى حاكم.
روشن شد كه پايه استدلال ايشان، اسلامى بودن حكومت است. به باور ايشان جامعه اسلامى به حكومتى نياز دارد كه با اجراى قانونهاى اسلام، دنيايى عادلانه و عاقلانه و معنويت و تربيتى سعادتمندانه پديد آورد.
بىگمان، چنان حكومتى از زمامدارى ساخته است كه خود تئوريسين دين باشد و فرهنگ و آيين و هدفها و ارزشهاى شريعت را دقيق و ژرف بشناسد و از مديريت و مديريت كه براى راهبرى مردمان لازم است، بهرهمند باشد. اين يك مطلب روشن عقلى است، چه در غير اين صورت، شايستگى مقام اجرا را نخواهد داشت و از پياده كردن برنامههاى اجتماعى دين ناتوان خواهد بود:
اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لايق حكومت نيست، چون اگر تقليد كند، قدرت حكومت شكسته مىشود و اگر نكند، نمىتواند حاكم و مجرى قانون اسلام باشد.[١]
[١] - ولايت فقيه، ص ٣٨.