حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٤٣
امام بر اين باورند، تشكيل حكومت در دوران غيبت، بر عهده فقيهان و دينشناسان قراردارد و اين همان نظريه «ولايت فقيه» است. وى، براى استدلال و استوارسازى اين باور، از دو شيوه استفاده كرده است:
١. شيوه عقلى و نگاه بيرونى به دين و حكومت.
٢. شيوه نقلى و دليلجويى از درون دين.
شيوه عقلى
در اين شيوه، امام، با صغرى قرار دادن نتيجهاى كه در مباحث گذشته به دست آمد، يعنى اين مطلب كه: حكومت خادم دين و به مانند ابزارى براى تحقق خواستهها و قانونهاى اسلامى است، به اثبات «ولايت فقيه» و بايستگى عهدهدارى حكومت از سوى فقيه، مىرسد:
إنّ الحكومة الإسلاميّة لمّا كانت حكومة قانونيّة بل حكومة القانون الإلهي فقط و انما جعلت لأجل إجراء القانون و بسط العدالة الالهيّة بين الناس لا بدّ فى الوالي من صفتين هما أساس الحكومة القانونيّة، و لا يعقل تحقّقها إلا بهما: إحداهما: العلم بالقانون، و ثانيتهما: العدالة، و مسألة الكفاية داخلة في العلم بنطاقه الإوسع، و لا شبهة في لزومها في الحاكم أيضا، و إن شئت قلت: هذا شرط ثالث من أسس الشروط؛[١] از آنجا كه حكومت اسلامى، حكومت قانون- آن هم فقط قانون الهى- و فلسفه آن به اجرا درآمدن قانونهاى الهى و گسترش عدالت الهى در ميان مردمان است، ناگزير بايد زمامدار، دو ويژگى داشته باشد. اين دو ويژگى پايه
[١] - امام خمينى، كتاب البيع، ج ٢، ص ٤٦٤- ٤٦٥.