حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠
آن را برخاسته از لطف خداوند مىداند:
الإمامة رئاسة عامّة في أمور الدنيا و الدين لشخص من الأشخاص نيابة عن النبّي وهي واجبة عقلا؛ لأنّ الإمامة لطف؛[١] امامت آن است كه شخص معين به نيابت از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كارهاى دنيايى و اخروى را رهبرى كند و آن لازم است، زيرا رهبرى مقتضاى لطف و حكمت الهى است.
اگر چه در بحثهاى كلامى، پارهاى از متكلمان نسبت ميان نبوت و امامت را حتمى و لازم ندانستهاند[٢]، ولى در خصوص پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله، تمامى متكلمان مسلمان، شيعى و سنى، به سمت امامت آن حضرت باور دارند و كسانى كه همراهى و وابستگى ميان نبوت و امامت را رد كرده و نپذيرفتهاند، چهبسا رأى آنان ناظر به جدايى خارجى باشد؛ يعنى بعضى از پيامبراندر مقام عمل نتوانستند رهبرى و امامت مردمان را به دست بگيرند[٣] همانگونه كه بعضى از امامان معصوم عليهم السّلام به سبب فراهم نشدن شرايط اجتماعى، موفق به در اختيارگيرى زمامدارى جامعه نشدند، ولى در هرحال منصب زمامدارى را دارا بودند.
٤. پايندگى امامت
نزديكترين مبنا و باور كلامى كه نقش زيربنايى در فهم و پذيرش نظريه
[١] - علامه حلى، الباب الحادى عشر، ص ٣٩، تحقيق دكتر مهدى محقق.
[٢] - شيخ طوسى، الرسائل العشر، ص ١١١- ١١٤.
[٣] - آية اللّه جوادى آملى، ولايت فقيه زيربناى حكومت اسلامى، ص ١٠٨.