حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٩
نتيجه
اعتقاد به ساختار اجرايى اسلام و پيشبينى جايگاه «امامت» و ناگسسته بودن اسلام از حكومت، باور امام را درباره الهى و دينى بودن سمت حكومتى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امامت و رهبرى دينى آن حضرت، تفسير و استوار مىكند.
متكلمان شيعى بر اين باور اتفاق دارند كه سمت امامت، سمت الهى و دينى است، از جمله:
سيد مرتضى، امامت را در قلمرو افعال خداوند مىداند:
و الذي من فعله تعالى هو إيجاد الإمام و تمكينه بالقدرة و الآلات و العلوم من القيام بما فوّض إليه، و النصّ على عينه و إلزامه القيام بأمر الإمامة؛[١] امامت، به نهادن و گماردن خداست و او قدرت و وسيله و دانش رهبرى را به امام مىدهد، تا آنچه بر عهده اوست، انجام دهد و خدا امام را مىگمارد و او را به رهبرى امت وامىدارد.
نصير الدين طوسى، امامت را مقتضاى مهربانى خداوند نسبت به بندگان در فراهم آوردن زمينههاى هدايت آنان مىداند:
الإمام لطف، فيجب نصبه على اللّه تعالى؛[٢] امامت و رهبرى، مقتضاى لطف و حكمت خداست، پس بايد كه خداوند امام را برگمارد.
علامه حلى، امامت را رهبرى مردمان در امور دينى و دنيوى بيان مىكند و
[١] - سيد مرتضى، الذخيرة، ص ٤١٩.
[٢] - خواجه نصير الدين طوسى، تجريد الاعتقاد، ص ٢٢١، تحقيق حسينى جلالى، اسلامى.