حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٢٥
حكومت و ديانت
چگونه مىتوان باور داشت كه اسلام، هيچ توجه و نظرى به حاكميت و اقتدار سياسى جامعه ندارد، حال آن كه متوندينى از نقش به سزاى حكومت در شكلگيرى باورها و رفتار و روحيات و دگرگونى آنها سخن مىگويد.
آموزههاى قرآن و سنت، كارايى و نقش نهاد جامعه و حكومت را بر ديندارى و يا كفرپيشگى مردمان، حتى بيش از نهاد خانواده بيان مىكند.
على عليه السّلام مىفرمايد:
النّاس بأمرائهم أشبه منهم بآبائهم؛[١] مردم به فرمانروايان خود، مانندترند تا به پدران خود.
قرآن، انسانهايى را كه به سبب حاكميت ضد دينى، نتوانستهاند بر دين و ديندارى خويش پايبند بمانند و زندگى دينى داشته باشند، چنين تصوير مىكند:
إنّ الّذين توفّاهم الملائكة ظالمى أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى الأرض قالوا ألم تكن أرض اللّه واسعة فتهاجروا فيها فاولئك مأواهم جهنّم وسائت مصيرا؛[٢] كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مىستانند، در حالىكه به خويشتن ستم كرده بودند. از آنان مىپرسند: در چه كارى بوديد؟ گويند: ما در روى زمين، مردمى بوديم زبون گشته. فرشتگان گويند: آيا سرزمين خدا پهناور
[١] - همان، ج ٧٥، ص ٤٦.
[٢] - نساء، آيه ٩٧.