حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١١٩
محدويتهايى است كه انسان از درك و شناخت خود و جهان دارد. درك و شناخت انسان نسبت به خود و جهان هستى، نارسا و ناكامل است. سود و زيان واقعى خود را به تمام و كمال نمىتواند بشناسد، چگونه مىخواهد براى مسير زندگى اجتماعى و مديريت كلان انسانها به انتخابى صحيح و كامل دست يابد؟
اگرچه بشر با پيشرفت علمى، پارهاى علتها و هنجارهاى اجتماعى را مىشناسد، اما اين اندازه بسيار ناچيزتر از آن است كه بتوان بنيان خير وشر زندگى جمعى و هدفها و ارزشهاى ثابت و جاويد اجتماع و جامعه را بر آن استوار كرد. بلكه در اساس، علم ودانش، هيچگاه چنان توانى پيدا نخواهد كرد؛ زيرا ارائه راه و هدف براى زندگى جمعى، نيازمند آگاهى كامل از استعدادها و برخوردارىهاى ذاتى انسان و بر پايه شناخت و بينش ژرف و گسترده از جهان هستى ممكن است. چناندانايى و شناختى ازد سترس دانشهاى جزئىنگر و حتى از نگرش عقل بشرى خارج است؛ از اين روى مىبينيم شناختها، تئورىها و مرامنامههاى اجتماعى، در هر روزگارى، بشر را به راهى و روشى و انتخابى مىكشانند و بسان تصويرهاى سينمايى پىدرپى ناپديد مىشوند.
افول مكتبها و ايسمها و فروپاشى نظامهايى كه در پايه انديشه بشرى حيات يافته ودر شعاعى گستردهتر، تبديل و جابهجايى تفكر مدرنيزم به پست مدرن، گواه آن است كه بشر از كشف راه صحيح و جاودانه براى هميشه زندگى ناتوان است و درا ين امر، دين بايد دست او را بگيرد. به راستى اگر بشر بخواهد در زندگى جمعى خود به راهى برود كه به پوچى و بنبست نرسد و