حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١١٥
دين، تا اين مرز (احكام فقه فردى) مورد اتفاق و پذيرش همه ديدگاههاست.
اما آيا چشماندازهاى اجتماعى زندگى بشر، كه نماد اصلى آن حكومت و حاكميت جامعه است، در قلمرو رسالت و برنامه اسلام قرار دارد و مىتوان براى چگونگى آن از دين انتظار بيان قانون و سخنى داشت يا خير؟
اينجاست كه انديشهها و فهمها در برابر يكديگر قرار مىگيرند و گفتوگو در تفسير جامع بودن دين در مىگيرد و اختلافها رخ مىنمايد. در اين باب، دو ديدگاه وجود دارد:
١. ديدگاهى كه هدف دين را برآوردن نيازهاى معنوى و سعادت اخروى بشر مىداند و بر اين باور كه دين در عرصه زندگى، جز بيان حلال و حرام، جايگاهى ندارد، يعنى دنيا به آن ميزانى كه به كار سعادت اخروى مىآيد يا در كار آن مزاحمت مىكند، مورد نظر دين است. دينداران در اداره امور دنيايى، بايد مانند ديگر خردمندان عالم بنشينند و با خردورزى و انديشه، دنياى خود را سامان دهند.
به باور اينان، رسالت و هدف اصلى و جدى دين، دادن برنامه سعادت اخروى است. جامع بودن دين هم برابر با همين رسالت و هدف، تفسيرپذير است، نه بيشتر:
دين در نسبت با هدف خود كامل است، نه نسبت به هرچيزى. دين جامع است نسبت به آن چيزى كه براى آن آمده، نه براى هرچيزى؛ جامعيت دين به اين معناست.[١] اين سخن كه جامع بودن دين بايد نسبت به هدف دين تفسير شود، امرى
[١] - عبد الكريم سروش، مدارا و مديريت، ص ٢٧٤.