حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٠٦
بماند؟ آيا هرگونه حاكميتى مىتواند دغدغه دينى و اخلاقى و معنوى مردم را پاس بدارد و نهادها و شيوههاى مديريت جامعه را به گونهاى پى بريزد كه به پياده شدن عدالت اجتماعى و اقتصادى و قضايى و ديگر ارزشهاى فردى و اجتماعى مورد نظر دين بينجامد؟ به راستى ساختار مديريت هيچ خدمتى در ديندارى و دينورزى و يا نقشى در فرونهادن خواستههاى دين ندارد؟
خلاصه آن كه در حكومتى سكولار و لائيك مىتوان دستورها و هدفهاى دين را زنده و جاودانه نگهداشت؟ اگر در قلمرو دستورها و هدفهاى فردى بتوان چنين كرد، آيا دستورها و ارزشها و هدفهايى كه به حريم جمعى پيوند مىخورند، جاويد خواهند ماند؟
بىگمان، هيچ اهل دقت و ژرفكاوى، به اين پرسشها پاسخ مثبت نمىدهدكه به دور از خرد و انصاف است.
بنابراين امروز و هميشه، وجود «ولى امر»، يعنى حاكمى كه قيّم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد؛ وجود حاكمى كه مانع تجاوزات و ستمگرىها و تعدّى به حقوق ديگران باشد، امين و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد، هادى مردم به تعاليم و عقايد و احكام و نظامات اسلام باشد و از بدعتهايى كه دشمنان و ملحدان در دين و در قوانين و نظامات مىگذارند، جلوگيرى كند.[١] اين باور، ترجمان سخنى است كه امام رضا عليه السّلام نياز مؤمنان به «ولى امر» و «حاكم صالح» را به شيوه عقلى تفسير مىكند و انگيزههاى بسيارى بر بايستگى وجود «ولى امر» و رهبر در جامعه ايمانى برمىشمارد، از جمله مىفرمايد:
[١] - همان.