حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٠٢
در اينجا به بخش نخست، يعنى مبانى، بايستگىها و انگارههاى اعتقادى و كلامى و روش قرائت امام، كه به دريافت اين نظريه انجاميد، پرداخته مىشود.
امام مىگويد:
هركه اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است.[١] در اين سخن، نسبت «جاودانگى» و «جامعيت» دين با رهبرى دينى به عنوان دو مبنا و پيشفرض كلامى بيان شده است. برداشت و ارزيابى ذهنى ايشان را از اين دو اصل در پيوند با نظريه ياد شده مىنگريم.
١. جاودانگى اسلام
جاودانگى شريعت اسلام نزد تمامى مسلمانان پذيرفته و بىگفتوگوست. آيات و روايات، پارهاى به روشنى و پارهاى به اشارت بر آن دلالت دارند.
... و إنّه لكتاب عزيز* لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد؛[٢] ... آن كتابى ارجمند است نه از پيش روى باطل بدو راه يابد و نه از پس. نازل شده از جانب خداوندى حكيم و ستودنى است.
[١] - همان، ص ٢٠.
[٢] - فصلت، آيات ٤١- ٤٢.