جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٩٥
خود از اسطورههاى گذشته سرايت كرد، آگاه بود. بىگمان يونگ اين انقلاب را بهعنوان يك تلاش ناخودآگاه جمعى براى نيل به توازن دوباره (پس از آنكه جداسازى خداوند از جامعه بشرى دچار عدم تعادل گستردهاى شده بود) قلمداد مىكرد».[١]
وى مىنويسد: «او انسان محكم و استوارى در صحنه سياست بينالمللى است و از زاويه ديد من، مسيح دوران معاصر است».[٢]
مسأله نياز به حضرت مسيح (ع) در شرايط كنونى دنياى غرب، در نظرات و آثار بعضى از نويسندگان و متفكرين غربى معاصر، از جمله «كلودلوى استراوس» انسانشناس بزرگ فرانسوى به چشم مىخورد. استراوس مىگويد: «ما اكنون به يك انقلاب روحى احتياج داريم. انقلابى از آن گونه كه به ظهور مسيحيت منجر شد».[٣]
به نظر كارلسون، روحالله خمينى مسيح دوران معاصر است. برخى ديگر از نويسندگان غربى نيز از «عطيه و موهبت الهى»[٤] بودن امام سخن گفتهاند.
كارلسون مىنويسد: «علوم و توسعه، خداوند را از صحنه رويدادهاى جهان، خارج ساختهاست، اينك بهنظرمىرسد كه خداوند ميلبهبازگشت دارد. اين روند دور از انتظار ازطريق وجدان آيتالله خمينى بود كه در شرف وقوع بود».[٥] وى در ادامه مىنويسد: «بايدگفت نيروى محرك اوليه از جانب چيزى مطلق نظير همان مطلقىكه شخص وجدان آيتالله خمينى را فراگرفته، هدايتشده
[١] -همان، ص ٣٥.
[٢] -همان، ص ١٣.
[٣] -حسين مهرى، صداى پاى دگرگونى، ص ٤٧.
[٤] -اوريانا فالانچى يكى از معروفترين خبرنگاران معاصر اروپا، از عطيه و موهبت الهى بودن امام در اولين ديدارش با امام سخن رانده است.( روزنامه جمهورى اسلامى، ٢٩/ ٧/ ٥٧)
[٥] -در بستر دريا، ص ٢٩.