جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٣
در اواخر سال ١٣٢٥ (ه-. ش) رئيس دانشگاه تهران به سفير انگليس گفته بود كه اكثر ٤٠٠٠ دانشجوى دانشگاه بهشدّت تحت تأثير حزب توده هستند.[١]
نفوذ حزب توده در ميان دانشجويان در سالهاى نخستوزيرى دكتر مصدق هم ادامه يافت. مجله هفتگى معروف «تهران مصور» در اواسط سال ١٣٣٠ (ه-. ش) نوشت كه ٢٥ درصد از دانشجويان، از اعضاى مخفى حزب توده و ٥٠ درصد ديگر، هوادار حزب هستند.[٢]
به رغم نفوذ گسترده حزب توده در دانشگاهها، حمايت اين حزب از واگذارى امتياز نفت شمال به شوروى، واگذارى تشكيلات حزب توده به فرقه دمكرات در آذربايجان و شركت در كابينه ائتلافى قوام، به ترديد و انتقاد برخى از اعضاى برجسته و هوادار حزب انجاميد ودر نهايت به انشعاب نظريههاى افرادى نظير خليل ملكى و جلال آل احمد و ... در سال ١٣٢٦ منجر شد. اين افراد نسبت به سياستهاى شوروى و به خصوص استالين انتقاد كردند و نظريههاى غالب بر محافل روشنفكرى چپ را مورد نقد قرار دادند و تصميمهاى مستقلى را تحت عنوان «حزب زحمتكشان» و «نيروى سوم» حول محور سوسياليسم ايرانى با تأكيد بر هويت ملى و منافع كشور در برابر كمونيسم بينالمللى گرفتند. احترام به مذهب و امكان سازگارى ميان اسلام و سوسياليسم از ديدگاههاى نيروى سوم بود. از اين رو، در اين دوران، سازمان جوانان حزب زحمتكشان و نيروى سوم در بين دانشجويان گسترش يافت و مورد عنايت قرار گرفت.[٣]
[١] -يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب، ص ٤٠٨.
[٢] -همان، ص ٤٠٩.
[٣] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١١٤.