جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٠
با ورود «دنيس رايت» كاردار جديد دولت انگليس به ايران و در آستانه ورود «نيكسون» معاون رئيسجمهور آمريكا به تهران، در روزهاى ١٤ و ١٥ آذرماه از سوى دانشجويان دانشگاه تهران، تظاهراتى آغاز شدكه نهايت منجر به واقعه ١٦ آذر و شهادت سه تن از دانشجويان دانشكده فنى دانشگاه تهران به نامهاى مهدى شريعت رضوى، احمد قندچى و مصطفى بزرگنيا گرديد. خبر اين واقعه به سرعت در سراسر جهان انتشار يافت و بسيارى از دانشگاههاى اروپا و آمريكا ابراز همدردى كردند. در روز ١٨ آذرماه نيز در اعتراض به ورود نيكسون و همزمان با مراسم سومين روز مقتولين، تظاهراتى از طرف دانشجويان برگزار شد و دانشجويان به مدت ١٥ روز از شركت در كلاسهاى درس خوددارى كردند.
پس از سركوب ١٦ آذرماه ١٣٣٢، جنبش دانشجويى ايران تا پايان دهه ٣٠ تا حدودى دچار ركود شد. جنبش دانشجويى در طى اين مدت، به صورت مقطعى فعاليتها و تحركاتى را از خود بروز مىداد، از جمله در ٢٩ مهرماه ١٣٣٣ دانشجويان در خيابانهاى اطراف دانشگاه تهران به دليل انعقاد قرارداد كنسرسيوم تظاهرات كردند.[١] در اين تظاهرات گروههاى مختلف دانشجويى و حتى دانشجويان هوادار حزب توده مشاركت داشتند.[٢]
دولت آمريكا، پس از سركوبى نيروهاى ملى، چپ و مذهبى، درصدد ايجاد تغييرات اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى در ايران كه جزء كشورهاى اقمارى آمريكا محسوب مىشد و در معرض خطر كمونيست قرار داشت برآمد.
[١] -على سرخوش،« جنبش دانشجويى ايران»، ايران فردا، ش ٤، آذر ودىماه ١٣٧١، ص ٦٢.
[٢] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى درايران، به نقل از: هوشنگ جيرانى، جنبش دانشجويى درايران( ١٣٣٢- ١٣٥٧)، پاياننامه، دانشگاه تهران، ١٣٧٧، ص ٥٣.