جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٧
١٢- سازماندهى غيرمتمركز
دانشمندان جامعهشناسى و علوم سياسى، مباحث جنبش دانشجويى را در قالب جنبشهاى اجتماعى بررسى مىكنند. باتامور درتقسيمبندى رفتارهاىجمعى (Collective Behavior)، جنبشهاى دانشجويى را از مقوله جنبشهاى اجتماعى (Social movement) قلمداد مىكند. وى جنبشهاى اجتماعى را به طور كلى، كوشش جمعى براى پيشبرد يا مقاومت در برابر دگرگونى در جامعهاى مىداندكه خود بخشى از آن را تشكيل مىدهند و خصلت كمتر سازمانيافته جنبشهاى اجتماعى را، تفاوت اساسى آن با حزب يا گروههاى سياسى برمىشمارد. وى همچنين تأكيد مىكند كه هدف احزاب سياسى كسب قدرت است، در حالى كه جنبشهاى اجتماعى زمينه تغيير خط مشى يا رژيم را فراهم مىكنند.[١]
جنبش دانشجويى به لحاظ ساختار و نحوه سازماندهى، همانند جنبشهاى اجتماعى از سلولهاى نيمه خودمختار تركيب يافته و دچار عدم تمركز است[٢].
دانشجويان شركتكننده در جنبشهاى دانشجويى مانند احزاب داراى كارت عضويت رسمى نيستند و شركت دانشجويان در جنبش دانشجويى همانند جنبشهاى اجتماعى معمولًا غيررسمى است و برخلاف احزاب، داراى سازمان منسجم و رسمى نيست؛ بلكه عضويت در آن احتمالًا فقط به حمايت و پشتيبانى از برنامه و ايدئولوژى جنبش محدود مىشود.[٣]
[١] -تام، بى، باتامور، جامعهشناسى سياسى، صص ٥٦- ٥٥.
[٢] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى ايران، ص ٦٢.
[٣]-
Social movement, A Dictionary of Modern Sociology, New york, Croweel, ٩٦٩١, P. ٠٩٣.