جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٧٣
ايدئولوژيهاى بشرى پايهگذارى شد. نخستين جنگ جهانى در آغاز قرن بيستم، بدترين جنگهاى بشريت قلمداد شد، امّا بيست سال بعد، وقتى دومين جنگ بزرگ جهانى رخ داد، چندين بار از جنگ اول، وحشتناكتر بود.
كمونيسم و در شكل اصلاح شده آن سوسياليسم، اگرچه با شعار عدالت اجتماعى در مقابل ليبراليسم و سرمايهدارى قد علم كرد، امّا در حقيقت بزرگترين تلاش تمدن غرب با همان اصول فكرى حاكم، براى خروج از بحران بود. اميد تازهاى بر مبناى فرهنگ حاكم بر غرب، يعنى اصالت دنيا و بهشت زمينى كه توانست با تكيه بر احساسات و امكانات محرومان دنيا، براى مدت چند دهه بهعنوان يك قطب در مقابل نظام سرمايهدارى ايستادگى كند، اما از آنجا كه با ساختار فطرى انسانها سازگار نبود، در صحنه بينالمللى شكست خورد و بهصورتى درآمد كه به تعبير امام، از اين پس بايد در موزههاى تاريخ سياسى از آن سراغ گرفت.
انديشمند معروف «مادام سيمون دوبوآر» كه همكار و همراه زندگى ژان پلسارتر بود، مىنويسد: «چه توسط سوسياليست و چه توسط كاپيتاليست، انسان در همه كشورها توسط تكنيك، خرد و شكسته شده است. دركارش، هويت اصلى (خويشتن خويش) را از دست دادهاست و به زنجيركشيده شده است. همه گرفتارى و بدبختى و مصيبت، از اين ناشى مىشود كه نيازهاى انسان پيوسته، روى به افزايش نهاده و آدمى بايد براى برآوردن اين نيازهاى روزافزون، تلاش كند و هيچگاه هم بىنياز نشود. ... اين سقوط از كى آغاز شده است؟ از روزى كه علم را بر حكمت برترى دادند و سودمندى را از