جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٥١
اشاره به مبارزه قانونى نهضت آزادى در مبارزه با استبداد حاكم گفت: «ما آخرين سنگر دفاع از سلطنت مشروطه و قانون اساسى هستيم. بعد از اين اگر دادگاهى تشكيل شود، با جمعيتى سروكار خواهد داشت كه واقعاً مخالف اين رژيم است.»[١]
مفهوم سخنان بازرگان اين بود كه با سياستهاى سركوبگرانه رژيم، مبارزات سياسى به سوى براندازى رژيم و مبارزه مسلحانه سوق داده خواهد شد.
در مهرماه ١٣٤٣ با تلاش دو تن از نخست وزيران وقت؛ يعنى علم و منصور، مصونيت قضايى نظاميان آمريكايى مقيم ايران (كاپيتولاسيون) به تصويب رسيد.[٢] در برابر تصويب امتياز ننگين كاپيتولاسيون كه بهعنوان توهين و تحقير ملت ايران قلمداد مىشد، هيچ بانگ اعتراضى از سوى گروههاى مخالف برنخاست. تنها فرياد پرخروش امام خمينى (ره) در غروب ٤ آبان ماه ١٣٤٣ بود كه فضاى ترس و سكوت را شكست و منجر به تبعيد امام در ١٣ آبان همان سال از ايران شد.[٣]
در اين زمان، جنبش دانشجويى با قطع اميد اغلب دانشجويان از رويكردهاى ليبرالى جبهه ملى و سازشكارى و خيانت حزب توده، به سوى راديكاليزه شدن و تمايل به براندازى رژيم شاه پيش رفت و احساسات عدالتطلبانه و ضدآمريكايى و ضدسرمايهدارى در ميان دانشجويان تقويت شد. جنبش دانشجويى در اين مقطع، خواهان استقلال ايران و سقوط رژيم شاه بهعنوان دستنشانده آمريكا بود.
[١] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٩٢، به نقل از: غلامرضا نجاتى، شصت سال خدمت و مقاومت، خاطرات مهندس بازرگان، ص ٥٦١.
[٢] -سعيد زاهد، جنبشهاى اجتماعى معاصر ايران، ص ١٩٣.
[٣] -زرشناس،« جنبش دانشجويى از ديروزتا امروز» سايت باشگاه انديشه، ١٢/ ٦/ ١٣٨٢.