جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٥٩
«خوسوآرتگا اى گاست»، در كتاب «انسان و بحران» مىنويسد: «گفتهاند- و شايد هم نه بىدليل- كه همه اصول نوآورانه عصرجديد، اكنون خود در وضعيت بحرانى قرار گرفتهاند و در تأييد اين نظر دلايلى چند وجود داردكه نشان مىدهد انسان اروپايى، مشغول جمع كردن خيمه و خرگاه خويش از سرزمين نوينى است كه طى ٣٠٠ سالگذشته در آن رحل اقامت افكنده بود. اين انسان، آهنگ عزيمت به قلمرو تاريخى و شيوه زيستى ديگرى دارد».[١]
همزمان در دهههاى آخر قرن بيستم، تحولات شگرفى در علوم و ارتباطات بهوجود آمد و دنيا به دهكدهاى جهانى از نظر ارتباطى تبديل شد. در سايه اين تحولات است كه زمينه آشنايى بيشتر مردم جهان با آرا و افكار مختلف از جمله اسلام فراهم آمده است.
در دنياى كنونى وقوع مجموعهاى از عوامل مختلف، وضعيت را بهگونهاى دگرگون ساخته است كه اكنون نظرات انديشمندان بزرگى در جهان همچون: مالرو، برنارد شاو، گنون، كرين، هانرى كربن و ... در مورد اسلام و آينده وضعيت جهان، به نظرات مسلمانان و بهخصوص شيعيان كه سالها در طول تاريخ، آنها را بهصورت آرزو مطرح مىكردند، در حال نزديك شدن بههم است. بهعنوان نمونه به اظهارنظرهاى ذيل اشاره مىشود.
دكتر روبرت كرين، مشاور وقت نيكسون رياست جمهورى اسبق آمريكا و رئيس بنياد تمدن نوين اين كشور، در مصاحبه با هفتهنامه المسلمه چاپ لندن اظهار مىدارد: «من مىگويم قدرت اسلام برترين قدرت قرن بيست و يكم خواهد بود».[٢]
[١] -خوسو آرتگا اى گاست، انسان و بحران، ص ٣.
[٢] -كلمه دانشجو، ش ١٦، تير ٧٥.