جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٢٦
رضاخان با الهام ازموج جديد تجدد و براى توجيه ديكتاتورى خويش و اقتدار سلطنت پهلوى، به ترويج ملىگرايى ايران باستان و احياى تفكر امپراتورى ايرانباستان و اسلامزدايى پرداخت. حامد الگار، اقدامات رضاشاه را براى رسيدن به اهداف خود چنين شرح مىدهد: «وى در سال ١٩٢٨ قانونى (را از تصويب) گذراند كه به دولت اين حق را مىداد كه از طلبههاى دينى امتحان بگيرد و به معلماندينى جواز دهد. در سال ١٩٣١ نيز قانون ديگرى به تصويب رساند كه براى همه مدارس دينى، شرح درس بخصوصى را وضع مىكرد و اين حركتى غير عادى بود كه حضور دولت را تا قلب نهاد دينى پيش مىبرد. رضاشاهدر دسامبر ١٩٢٨ (به تقليد از آتاتورك كه پيشواى او در بسيارى از اينگونه موارد بود) قانون لباس متحدالشكل را وضع نمود و براى مردان، پوشيدن كلاه لبهگرد را اجبارىكرد. تنها طلاب و علماىدينىاز اينقانون مستثنى بودندكه دراين مورد هم دولت مىبايست مقام آنان را تأييد مىكرد. از نظراغلب ايرانيان معاصر، از اين تهاجمىتر، برداشتن حجابزنان بودكهطى قانونى درهفتم ژانويه ١٩٣٦ بهتصويب رسيدو باشدت زياداعمال شد. همچنين مىتوان قانوناوقاف را ذكرنمود كهدر نوامبر ١٩٣ وضعشد وبه دولت قدرت دخالتگسترده در مديريتاوقاف را مىداد. اين حوزه پيشتر در اختيار علما بود. علاوه بر همه اين امور، وى محدوديتها و موانعى را براى برگزارى مجالس مذهبى و به خصوص در ارتباط با عزادارى براى امام حسين، شهيد كربلا قائل شد. اين قاعده حتى در قم و مشهد نيز اعمال مىشد. افزون بر اين، همه فعاليتهاى پهلوى به گونهاى تنظيم شده بود كه يك فرهنگ رقيب را كه بر مدرنيسم و ملىگرايى قومى مبتنى بود، براساس مقررات دولتى به وجود آورد تا مديريت فرهنگ اسلام را در ايران بشكند».[١]
[١] -سعيد زاهد، جنبشهاى اجتماعى معاصر ايران، ص ١٥٦.