جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٨٩
قرن بيستم با ايمانى فزاينده نسبت به علم و نوعى خوشبينى نسبت به وضع آينده بشر شروع شد. آنچنان كه بسيارى از تحليلگران، آغاز قرن بيستم را زمان واقعى شروع عصر خرد ناميدند.[١]
در قرن بيستم، دنيا بهخصوص جهان غرب اگرچه بر پايه نظرياتى چون سكولاريسم، اومانيسم، پلوراليسم و ليبراليسم نظام خويش را سامان داد، اما حقيقت اين است كه برخلاف خوشبينىهاى اوليه، انسان قرن بيستم انسانى بود سرگشته كه تمامى ايسمها و مكتبها را تجربه كرده بود. كمونيسم و در شكل اصلاح شدهاش سوسياليسم، نتوانسته بود به ادعاهاى خويش جامعه عمل بپوشاند و پرورش يافتگان مكتب اگزيستا نسياليسم سر از پوچى درآورده بودند.
در قرن بيستم فساد و بىبندوبارى رواج گستردهاى يافت و رشد انسانى در بعد اخلاقى همگام با پيشرفتهاى علمى صورت نگرفت. بهطورىكه قرن بيستم به خونينترين و منفورترين قرن در طول تاريخ بشرى[٢] تبديل شد.
[١] -برژينسكى، خارج از كنترل، ص ٢٠.
[٢] -همان، ص ٢٢.