جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٣
در اين راستا، نظريهپردازان آمريكايى مدرنيزاسيون در اين سالها، با ارائه نظريات جديد خود، توصيههاى جديدى به كشورهاى جهان سوم دادند تا بتوانند آن كشورها را به راه نوسازى رهنمون سازند و به رشد اقتصادى مطلوب برسانند. در اين باره در سال ١٩٦٠ ١٣٣٩، «روستو»، اقتصاددان آمريكايى، نظريه توسعه خود را در كتاب «مراحل رشد اقتصادى» يا مانيفست غيركمونيستى ارائه كرد كه تأثير زيادى بر نظريهپردازان توسعه در ايران و تكنوكراتهاى سازمان برنامه و بودجه برجاى گذارد.[١]
روستو معتقد بود كه ايجاد تحولات اقتصادى به تدريج، تحول در ساختار اجتماعى و تحول در ارزشها و اعتقادات فرهنگى را نيز به دنبال خواهد داشت.[٢]
در ادامه روند مذكور، اقتصاد ايران در بازار جهانى سرمايهدارى ادغام و بخش خصوصى به صورت بخشى از سرمايهدارى جهانى يا در واقع به صورت كارگزار يا عامل چندمليتىها در داخل كشور درآمد[٣] و شيوه توليد را از سرمايهدارى نسبتاً ابتدايى و متكى بر كشاورزى در اوائل دهه ١٩٥٠، به يكى از سرمايهداريهاى (به صورت سهامى) رو به رشدِ صنعتى و متكى بر نفت در دهه ١٩٧٠ تغيير داد. اين سرمايهدارى را مىتوان سرمايهدارى وابسته دانست.[٤]
در بعد فرهنگى، در راستاى نوسازى ايران، بايد به تلاش رژيم جهت گسترش فرهنگ غرب اشاره كرد. در اين رابطه، گسترش ارتباطات
[١] -همانجا.
[٢] -همانجا.
[٣] -همان، ص ١٨٨.
[٤] -همانجا.