جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٥٤
با افزايش قدرت رژيم شاه، دولت در راستاى گسترش بيشتر فرهنگ غرب، باستانگرايى ايرانى و كنار گذاشتن اسلام از امور اجتماعى و سياسى حركت كرد. حكومت سعى نمود با ترويج مسائلى همچون روابط جنسى آزاد (تحت عنوان آزادى زنان)، ترويج پوشاك غربى و ارجحيت موسيقى و هنر غربى يا غربگرايانه، به تغيير الگوى مصرفى و رفع نيازهاى جديد طبقه متوسط نوين بپردازد.[١] در اين دوران نفى سنتها و نهادها و ارزشهاى بومى و مذهبى به عنوان ارزشهاى عقبمانده كه سرچشمه حقارت ملى محسوب مىشد، مورد هدف هواداران مكتب مدرنيزاسيون بود.[٢] اين سياستها در زمان نخستوزيرى هويدا نيز بيشتر گسترش يافت. از ديدگاه هويدا و دولتمردان او تقوا و اخلاقِ مذهبى امرى كهنه بود.[٣] سركوب روحانيون و محدود كردن گروههاى مذهبى و ايجاد تسهيلات براى بهائيان و صهيونيستها نيز با سياستهاى كلى رژيم شاه همخوانى داشت. در كنار اينها، گسترش فساد اخلاقى و بىبندوبارى در امور خلاف عفت عمومى، به ويژه از طريق مراكز فساد، كابارهها، مشروبفروشيها، سينماها و ... مشهود بود.
شاه، سال ١٣٥٠ را سال كوروش كبير ناميد و جشنهاى شاهنشاهى را برگزار كرد، تا بتواند فرهنگ ايران باستان مورد نظرش را احيا كند. محمدرضا شاه تاكيد داشت: «براى احياى فرهنگ اصيل ايرانى با همه اصالت و زيبايىاش، بايد راهى پيدا كرد. مثلًا تاريخ كشور را بايد به آغاز دوران شاهنشاهى بازگردانيم.»[٤]
[١] -پوراحمدى، گفتمان اصلاحات در ايران، ص ١٧٨.
[٢] -همان، ص ١٧٩.
[٣] -سيدجلالالدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج ٢، ص ١٥٧.
[٤] -كريميان، پيشين، ص ١٦٧؛ نقل از: محمدرضا پهلوى، پاسخ به تاريخ، ص ٢٢٤.