جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٦٢
دولتهاى استبدادى دست نشانده آمريكا از قبيل سوموزا در نيكاراگوئه، ماركوس در فيليپين، شاه در ايران و پينوشه در شيلى انجام دهد.[١]
در مرداد ١٣٥٦ در راستاى اجراى «فضاى باز سياسى» مورد نظر آمريكا، هويدا بركنار و جمشيد آموزگار بهجاى وى نخستوزير شد.
در چنين فضايى، همراه با بازگشايى دانشگاه و شروع فعاليت تحصيلى دانشجويان در مهرماه ١٣٥٦، وفات مشكوك فرزند امام، حاج آقا مصطفى خمينى در آبان ماه سال ١٣٥٦ و به فاصله چند ماه بعد از وفات دكتر شريعتى پيش آمد. اين حوادث پيشدرآمد نهضت فراگيرى شد كه جرقه آن در دىماه ١٣٥٦ با انتشار مقاله موهن شخصى بنام رشيدى مطلق تحت عنوان «ايران و استحمار سرخ و سياه» در روزنامه اطلاعات زده شد.[٢]
واكنشهاى عمومى به درج اين مقاله در قم و شهادت عدهاى از طلاب و مردم قم و سپس شكلگيرى اربعينهاى زنجيرهاى در شهرهاى مختلف، باعث اوجگيرى قيام مذهبى در كشور شد.
دانشجويان مبارز و انقلابى، پس از پذيرش رهبرى امام خمينى از كليه امكانات صنفى دانشجويى درجهت تقويت روحيه انقلابى دانشجويان و دميدن روح مبارزهجويى در دانشجويان غيرسياسى استفاده مىكردند. دانشجويان علاوه بر سياسى كردن فضاى دانشگاه، تلاش كردند با استفاده از «فضاى باز سياسى» ايجادشده، مردم را در مسير پيروزىانقلاب بسيج كنند. آنها بهتجربه دريافته بودند كه يك حركت سياسى اگر تودهاى نشود، زير چكمههاى استبداد له مىشود و از به وجود آمدن يك جنبش فراگير كه بتواند پايههاى
[١] -شهريار زرشناس،« جنبش دانشجويى از ديروز تا امروز»، پيشين، ٢٠/ ٨/ ١٣٨٢.
[٢] -علىاصغر قاسمى، پيشين، ص ١١٩.