جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٥٨
كتاب ژئوپلتيك تشيع مىنويسد: «بعد از انقلاب اسلامى ١٣٥٧، كشورى تماماً شيعى توسط دولتى شيعى اداره مىشود. اين پيروزىِ انقلابِ امام خمينى در ايران را بايد بزرگترين حادثه تاريخ شيعه و يكى از دگرگونىهاى اصلى نيمه دوم قرن بيستم به شمار آورد».[١]
همانگونه كه در فصول گذشته اشاره شد، ايرانى اگرچه در طول تاريخ، مصون از خطا نبوده، امّا با استفاده از اسناد معتبر تاريخى وجه غالب ايرانيان، خداپرستى و يكتاپرستى بوده است. ايرانى بهدليل ويژگيهايى نظير هوش سرشار و روحيه حقپرستانهاش، در مقاطع حساس و مهم تاريخ خويش، دست به انتخابهاى درست زده است. از همين روست كه ايرانى در مقطعى حساس، اسلام را مىپذيرد و در ديگر برهه حساس از تاريخ، تشيّع را انتخاب مىكند و فرهنگ و تمدن و استعداد ايرانى، نقش ويژهاى را در شكوفايى اسلام و تشيع ايفا مىكند و ايران خانه تشيع مىشود.
در عصر حاضر، ايرانيان در مقطع حساس ديگرى از تاريخ خويش و جهان، دست به انتخاب ديگرى زدند و در دهههاى آخر قرن بيستم، در ميان هياهوى ايدئولوژيهاى بشرى و در شرايطى كه انديشه و باورهاى تمدن غرب، تمام كشورهاى جهان را تحت تأثير قرار داده بود، اسلام را بهعنوان شيوه زندگى و طريقه اداره مملكت انتخاب كردند. چنين انتخابى در دهههاى آخر قرن بيستم و در شرايطى كه جهان از نظر تفسير هستى و حقيقت فلسفه زندگى در سردرگمى بهسر مىبرد و با بحران معنويت روبرو شده بود، منجر به توجه انديشمندان و نيز توجه تدريجى مردم دنيا به دين شد.
[١] -فرانسوا توال، ژئوپلتيك شيعه، ص ٣٣.