جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٤
فرهنگى و آموزشى با غرب مورد توجه قرار گرفت و فرهنگ سنتى و مذهبى ايران تضعيف و مورد بىاعتنايى واقع شد. چنين فضايى موجب افزايش فساد و بىبندوبارى و رشد جريانهاى فكرى ضداسلامى نظير بهائيت گرديد. در اين وضعيت، سخنان ضدبهائيت موضوع اصلى سخنرانان مذهبى شد. دربار نيز به خطر بهائيت دامن مىزد و از اين طريق ذهن مردم را به مسائل انحرافى سوق مىداد.[١]
در چنين فضايى، عدهاى از روحانيون با توجه به دو تجربه مشروطيت و نهضت ملى شدن نفت، به اين باور رسيدند كه دخالت روحانيت در امور سياسى، سبب وهن و كاسته شدن شأن روحانيت و ضربه خوردن به اعتقادهاى مذهبى مردم مىشود، در حالى كه مهمترين وظيفه روحانيت، موعظه و ارشاد عوام و ابلاغ احكام و رسالت فرهنگى است. از اين رو، نوعى تفكر جدايى دين از سياست، كه زمينههاى مناسبى هم پيدا كرده بود، بهوجود آمد كه محصول آن انجمن حجتيه بود. اين انجمن وظيفه اصلى خويش را مبارزه با بهائيت مىدانست و از انجام فعاليتهاى سياسى احتراز مىكرد.[٢]
از طرف ديگر، عدهاى از علما و فضلاى روشنفكر و مبارز حوزه علميه قم از جمله: آيات عظام بهشتى، خامنهاى، هاشمى رفسنجانى، حججاسلام دعايى، حجتى كرمانى، دوانى، خسروشاهى و ... در دهه ١٣٣٠ براى دفاع از فرهنگ تشيع، نهضت فرهنگى و انتشاراتى به راه انداختند و اين اقدامات عمدتاً در قالب «دارالتبليغ اسلامى» و مجلات مكتب تشيع، مكتب اسلام، در
[١] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٣٣.
[٢] -همان، ص ١٣٤.