جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٧٥
و يك غريزه اصلى است ... اين احساس جزء بسيار مهمى از هستى خود ما است كه اجازه دادهايم به ضعف گرايد و غالباً بهكلى نابود گردد».[١]
«سهيان هنريتكا»، انديشمند معروف و استاد دانشگاه ليدن در كتاب معروف خود بهنام «تاريكيهاى فردا»، كه آن را قبل از جنگ جهانى دوم به چاپ رسانده است، نتايج ناديده گرفتن اصول معنوى و نيز اخلاق نسبىانگارى را به قدرى خطرناك قلمداد مىكند كه مىتواند منجر به نابودى تمدن غرب گردد. وى مىنويسد: «امروز اصول مادى، اصول معنوى را پس رانده است. اين دگرگونى براى انديشه انسانى بسى زهرآلود و مهلك است. ولى متاسفأنه روز به روز بيشتر در ميان توده مردم نيرو مىگيرد. امروز جنبههاى خوب و بد وجود ندارد و اخلاق جديد غربى همه چيز را نسبى تلقى مىكند. تمدنى كه متكى بر چنين اشتباه فاحشى باشد، ديرگاهى استوار نخواهد ماند و سرانجام تبديل به توحش مىشود و واژگون مىگردد».[٢]
ادامه روند بحران تمدن جديد موجب شده است تا «فريتيوف كاپرا»، انديشمندمعاصر و صاحبنظر آمريكايى، مسأله بازگشت را در كتاب معروف خود تحت عنوان «نقطه بازگشت» (Turing point) مطرح نمايد. وى در اين كتاب مىنويسد: «با نگاهى دقيقتر به شرايطى كه در آنيم، متوجه خواهيم شد كه بحران فعلى ... در بعد و سطح جهانى است. بنابراين چه به عنوان افراد و چه به عنوان جامعه و چه به عنوان يك تمدن ... ما اكنون به نقطهاى رسيدهايم كه همان «نقطه بازگشت» يا نقطه چرخش است».[٣]
[١] -همان، ص ٢٧.
[٢] -علىاكبر كسمايى، جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى غرب، ص ٥٤.
[٣] -به نقل از نامه فرهنگ، شماره ١٣، ص ٧٧.