جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٣٧
اقوام گوناگون ترك، عرب، هندو، يونانى، رومى، چينى در تبادل بوده».[١] وى مىنويسد: «فلات ايران به دليل جاى گرفتن در كانون جغرافيايى تمدنهاى جهانى تا سدههاى اخير و تحرك ويژهاى كه طى چند هزار سال و در قلب تبادلهاى فرهنگى جهان داشت، به طبع و در عمل از بيشترين نقش در اشاعه عناصر فرهنگى به ديگر نقاط جهان و پذيرش آنها به درون قلمرو فرهنگىاش نيز برخوردار بود. در واقع ايران، دست كم يكى از كانونها و ميانجيان عمده و برجسته اشاعه عناصر فرهنگى در سراسر جهان بود».[٢]
وى معتقد است، جريان توليد و اشاعه عناصر فرهنگىِ مادى و معنوى در ايران سابقهاى بس ديرينه دارد. وى در ادامه مىنويسد: «ايران برخلاف چين و هند كه در آخرين حدود خاورى جهان جاى داشتند، در كانون جغرافيايى جهان جاى داشت و پيوسته در دسترس امكانات ارتباطات جهانى قرار داشت. فرهنگ ايرانى برخلاف فرهنگهاى ياد شده، هميشه در داد وستد با فرهنگهاى بيگانه بود و در كانون راههاى ارتباطى جهان، از انواع ارتباطهاى مادى و معنوى برخوردار بود».[٣] وى ادامه مىدهد: «بيهوده نيست كه فرهنگى مانند چين با كشيدن ديوارى راه ارتباطى خود را با اقوام بيگانه مىبست و فرهنگ ايرانى برعكس مىكوشيد با بسط راههاى ارتباطى به شرق و غرب، دامنه و گستره روابط جهانىاش را بيش از پيش گسترش دهد».[٤]
[١] -محسنى ثلاثى، جهان ايرانى و ايران جهانى، ص ١٣.
[٢] -همان، ص ٣٢.
[٣] -همان، ص ١١٩.
[٤] -همان.