جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٨
ج- جنبش دانشجويى در فاصله سالهاى ١٣٤١ تا ١٣٥٧ (ه-. ش)
در اين دوره آمريكا در ادامه انجام اصلاحات مورد نظر خويش در ايران، به نخستوزيرى على امينى دلبسته بود. اما پس از بروز پارهاى تنشها، شاه از فرصت استفاده كرد، و در پى جلب رضايت آمريكا، مأموريت اجراى اين امر را خود بهعهده گرفت. بدين منظور، امينى را بركنار و بهجاى وى اسدالله علم، دوست و مشاور مورد اعتماد خويش را به سمت نخستوزيرى منسوب كرد.
در مهرماه ١٣٤١، عَلَم بهمنظور زمينهسازى براى اجراى برنامه «انقلاب سفيد»، لايحه «انجمنهاى ايالتى و ولايتى» را تصويب كرد. اين لايحه، بهگونهاى طراحى شده بود، تا زمينه تضعيف اسلام و نفوذ بهائىها و غيرمسلمانان را در انجمنها فراهم نمايد. شاه بهزعم خويش، شرايط را براى انجام چنين اقداماتى مناسب مىديد؛ زيرا اين دوران با رحلت آيتالله بروجردى و آيتالله كاشانى و فقدان رهبران دينى در جامعه و سركوب شدن نيروهاى سياسى مخالف مصادف بود. امّا تصويب اين لايحه با مخالفت يك رهبر جديد مذهبى؛ يعنى امام خمينى (ره) و بخش مهمى از روحانيت شيعه در قم مواجه گرديد.
اين حركت باعث شد كه دولت علم، به ناچار در آذر ١٣٤١، بهطور رسمى اين مصوبه را لغو كند. آمريكا بعد از اين جريان، با توجه به اينكه نگران رشد نيروهاى ضدغربى بود، شاه را تشويق كرد با اجراى برنامه رفرم اجتماعى و اقتصادى و ناديده گرفتن قانون اساسى، در رفتار سياسى خود نقش قويترى ايفا كند و در حل اين بحران بكوشد.[١]
[١] -غلامرضا نجاتى، تاريخ سياسى بيست و پنج ساله ايران، ج ١، ص ٢٢٢.