جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٦
به دلايل فوق و با توجه به تجربيات كشورهايى نظير كوبا، چين و ويتنام، در جنبش دانشجويى چپ، زمينه گرايش به سمت گروههاى ماركسيستى مستقل از حزب توده و اتخاذ روشهاى انقلابى و قهرآميز ايجاد شد. همچنين طيف دانشجويان با گرايش ملى (ناسيوناليستى) نيز با چالشهايى مواجه شدند. شكست ملىگراها در كودتاى ٢٨ مرداد، موجب سرخوردگى دانشجويان ملىگرا شد. از طرف ديگر، عملكرد و اهداف سران سنتى نيروهاى ملىگرا در طى سالهاى پس از كودتا، تعارضهايى را در دانشجويان طرفدار آنها ايجاد كرد.
اكثر رهبران جبهه ملى، به رغم نقض مكرر قانون اساسى توسط شاه و دربار، به فعاليت در چارچوب قانون اساسى، حمايت از سلطنت و احترام به شاه معتقد بودند. همچنين با وجود تضييع حقوق ملت ايران در قرارداد كنسرسيوم و دخالتهاى آمريكا در كشور، سران جبهه ملى، از درِ سازش و هماهنگى با آمريكا وارد شدند و تنها خواسته خود را در آزادى انتخابات مىجستند.
وجود اين سياستهاى رهبران ملىگرا، طيف دانشجويى جبهه ملى را، به تعارض با سران جبهه ملى و فروپاشى اين جبهه كشاند. هرچند كه طيف اقليت و راديكال ملىگراها نظير حزب ملت ايران، جامعه سوسياليستهاى خليل ملكى و نهضت آزادى ايران با طرح مسائل فراگيرتر، درصدد پاسخگويى به نيازهاى دانشجويان بود، امّا سركوبهاى شديد شاه، ذهنيت عمدهاى از دانشجويان را به طرف گرايشهاى راديكال و برانداز كشاند. در اينجا بود كه ملىگراها طيف گسترده هواداران خود را از فضاى ملى شدن نفت كمتر ديدند.