جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٧٢
اريك فروم مىنويسد: «انسان امروزى ... با اينكه وسايل نوتر و بهترى براى استيلاى بر طبيعت مىسازد ولى در تورى كه از همين وسايل تنيده شده گرفتار آمده و بصيرت خود را به منظور نهايى از دست داده است».[١]
هربرت آمسترانگ يكى از صاحبنظران آمريكايى در كتاب «جهان شگفت آينده» در فصل «علم و تكنولوژى» چنين مىنويسد: «علوم جديد، در نشان دادن هدف زندگى انسان و در راه انسانيت، مطلقاً ناتوان است و نمىتواند معنى و مفهوم درست و ارزشمندى براى زندگى بشرى ارائه كند. دانش نوين، ارزشهاى راستين را نمىشناسد. دانش نوين، راه صلح و سلامت و آرامش را بهدرستى تشخيص نمىدهد. دانش نوين، نتوانسته است جهان را از بينوايى و گرسنگى و بيمارى و نگرانى و بيزارى و بدبختى، رهايى بخشد و اگر كوششهايى هم در اين مورد كرده باشد، يكسره با شكست و ناكامى روبرو شده است. دانش نوين نتوانسته است از فروريختن بنياد خانوادهها، از تبهكارى، از فساد و بداخلاقى جلوگيرى كند و از روش و منش غيرانسانى و از ديوانگيها و گمراهيهاى بشرى بكاهد».[٢]
قرن بيستم همراه با تمدنى كه مدعى سعادت بشر بود، «قرن كشتار ميليونى» لقب گرفت[٣] و براساس آمار منتشر شده، يكى از خونينترين و منفورترين قرون تاريخ بشريت از آب درآمد. بيش از ١٠٠ ميليون نفر كشته[٤] طى جنگهاى بزرگ اين قرن، نتيجه تمدنى است كه بر پايه
[١] -اريك فروم، انسان بر خويشتن، ص ١٥.
[٢] -علىاكبر كسمائى، جهان امروز و فردا در تنگناى تمدن صنعتى، صص ٢١١- ٢١٠.
[٣] -برژنيسكى، خارج ا زكنترل، صص ٢٢ و ٢٥.
[٤] -همان، ص ٣٣. برژنيسكى آمار تلفات انسانى را در قرن بيستم در اثر مسائل سياسى را، حتى رقم ١٧٥ يا ١٧٠ ميليون نفر ذكر مىكند و مىنويسد« اين رقم شايد تنها بُعدِ كمىِ جنون سياسى باشد كه بشر در طول اين قرن تجربه كرده است.»