جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣١
انگلستان تشكيل شد. احزاب ديگرى نيز مثل حزب همرهان، حزب عدالت، حزب ايران، حزب اتّحاد ملى، جمعيت فدائيان اسلام، حزب پان ايرانيست، حزب دموكرات و ...، بتدريج طى دهه ١٣٢٠ پا به عرصه وجود نهادند كه هر كدام سعى در تقويت پايگاه اجتماعى خود و ايجاد ارتباط با نيروهاى اجتماعى داشتند و اغلب آنها، داراى سازمان جوانان يا كميته دانشجويى بودند.[١]
طى سالهاى دهه ١٣٢٠ (ه-. ش) فعاليت حزب توده از ساير احزاب چشمگيرتر بود. و اين مسأله موجب شد ادبيات و فرهنگ و هنر در ايران در سالهاى مذكور از فرهنگ چپ متأثر شود. در واقع؛ بيشتر فعاليتهاى فكرى و فرهنگى حزب توده، شامل ادبيات ضدمذهبى بود. هرچند كه در ظاهر، بيان مواضع به صورت صريح و روشن معارضهاى با مذهب نداشتند.[٢]
بعلاوه در اين سالها، افكار سكولار، ليبرال و گرايشات ناسيوناليستى باستانگرا كه در تعارض با اسلام بود و در زمان رضاشاه، سعى در ترويج آن شده بود، تبليغ مىشد. لذا برخى از جريانهاى روشنفكرى و احزاب و گروههاى سياسى از چنين نگرشى متأثر بودند.
در واكنش به اين فضاى فكرى، بعضى از افراد و گروهها، درصدد دفاع از فرهنگ اسلامى و حل مشكلات سياسى و اجتماعى در قالب تفكر اسلامى برآمدند. تشكيل «كانون نشر حقايق اسلامى» در مشهد (استاد محمدتقى شريعتى)، «اتحاديه مسلمين و جمعيت مبارزه با بىدينى» (سيدمجتبى نواب صفوى و حاج سراج انصارى)، «جامعه اسلامى» (حاج
[١] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، صص ١١١- ١١٠.
[٢] -همان، ص ١١١.