جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٥٤
روشنفكر ايرانى پى بردكه ضدمذهب شدن روشنفكر اروپايى، ناشى از نارسايى مفاهيم دينى و فلسفى مسيحيتِ تحريف شده و رفتار خشن كليسا با هر گونه علم و تحقيق و نوآورى بود و مقايسه چنين دينى با دين مردم ايران كه پيامبرش خاتمالانبيا و كتابش قرآن مصون از تحريف است، نابجاست و انطباق آيين مسيحيت با دين اسلام كه در آن علم و دانش و دانشمندان، نقش و جايگاه ويژه دارند و با مذهب تشيع كه باب اجتهادش مىتواند همگام با تحول زمان، پاسخگوى نيازهاى روز باشد، حقيقى بهنظر نمىرسد.
جنبش دانشجويى ايران در سير تاريخى خود با پشت سر گذاشتن تجربياتى همچون ماركسيسم و ناسيوناليسم، بهدرستى دريافت كه در ايران، جنبش دانشجويى رسالتى بس فراتر از دل بستن به جريانات رايج دنيا، همچون ملىگرايى برعهده دارد و آن، نجات انسانهاى سرگشته عصر حاضر از سقوط به ورطه از خودبيگانگى با ارائه ايدئولوژى اسلام و نيز نجات محرومان و مستضعفان جهان در سايه تلاش جهت زمينهسازى ظهور است.
روشنفكر ايرانى پى بردكه در فرهنگ و تمدن خويش در سايه اسلام و تشيع، استمرار فرهنگى طولانى مدت كمنظيرى وجود داشته و اين استمرار فرهنگى منجر به غناى فلسفى، كلامى و فقهى مكتبى شده است كه مىبايست زمينهساز حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) باشد. استاد مطهرى مىنويسد: «چنين حيات متسلسل و متداوم يازده قرن و نيمى ظاهراً در هيچ تمدن و فرهنگى غير از تمدن و فرهنگ اسلامى وجود ندارد. استمرار فرهنگى به معنى واقعى كه يك روح و يك حيات بدون هيچ وقفه و انقطاع طبقات منظم و مرتب و متوالى را در قرون اين چنين درازمدت به