جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٤٥
فرمودهاند: «اگر دين به ستاره ثريا آويخته باشد، حتماً مردمى از فرزندان ايران زمين آن را مىچينند».[١]
بهنظر مىرسد عصاره قرنها مجاهدات علمى و عملى بزرگان ايران، نسل انقلابى و آگاه ايران طى چند دهه اخير است. بهعبارت ديگر؛ سالها تلاش علمى و فرهنگى و سياسى و حتى مبارزات با نفس و كمالات بالاى علمى و معنوى انديشمندان، بزرگان و مردان و زنان پاكى كه در طى قرون گذشته در اين سرزمين زيستهاند، مىبايست در نسلى انقلابى با جوانانى پاك و شهيدانى گرانقدر، تجلى و تبلور مىيافت كه ظرفيتهاى لازم را براى تحمل بار رسالتى اين چنين عظيم داشته باشد. زيرا يكى از عوامل مهم تداوم هر انقلابى در كنار ساير عوامل، ميزان برخوردارى آن انقلاب از پشتوانههاى فرهنگى، اعتقادى و فلسفى لازم مىباشد و بههمين دليل، انقلاب ايران و انقلاب نيكاراگوئه بهطور همزمان بهوقوع مىپيوندند و هر دو انقلاب مورد توجه رسانههاى دنيا قرار مىگيرند امّا انقلاب نيكاراگوئه، بعد از پيروزى بهسرعت از بين مىرود ولى انقلاب اسلامى ايران با وجود تمامى توطئهها و مشكلات همچنان ادامه يافته است.
«كارلسون» نويسندهاى كه در فصول گذشته از وى مطالبى ارائه شد، مىنويسد: «خمينى هر آنچه را كه متون اسلامى نويد داده اشاعه مىدهد. اين منشأ گيتى بود كه جهت انقلاب را مشخص نمود و اين مبدأ جهان بود كه راستاى ستايش مردم را تعيين كرد و اين مبدأ كائنات بود كه ظهور مجدد اسلام را مقدور ساخت».[٢] او مىنويسد: «چنانچه مشاهدات و تعصبات
[١] -حسامالدين هندى، پيشين، حديث ٣٤١٣٠.
[٢] -در بستر دريا، پيشين، ص ١٩.