جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٢٣
علامه طباطبائى در تفسيرالميزان مىنويسد: «نوعانسان به حكم فطرتىكه در او وديعه نهاده شده، طالب كمال و سعادت حقيقت خود يعنىاستيلا بر عاليترين مراتب زندگى مادى ومعنوى به صورت اجتماعى مىباشد و روزى به آن خواهد رسيد. اسلام كه دين توحيد است، برنامه چنينسعادتى است. انحرافاتى كه در طى پيمودن اين راه طولانى نصيب انسان مىگردد نبايد به حساب بطلان فطرت انسانى و مرگ آنگذاشتهشود. همواره حاكماصلى بر انسان همانحكمفطرت است و بس، انحرافات و اشتباهات از نوع خطاى در تطبيق است. آن غايت و كمالى كه انسان به حكم فطرت بىقراركمالجوى خود آنرا جستجومىكند، روزى به آن خواهد رسيد. آيات سوره روم از آيه ٣٠ كه با جمله: «فاقم وجهك للدين حنيفا فطرهالله التى فطرالناس عليها» آغازمىشود و با جمله «لعلهميرجعون» پايان مىيابد، همين معنارا مىرساندكه حكم فطرت در نهايت تخلفناپذير است و انسان پس از يك سلسله چپ و راست رفتنها و تجربهها، راه خويش را مىيابد و آنرا رها نمىكند. به سخن آن عده نبايد گوش فرا داد كه اسلام را همانند يك مرحله از فرهنگ بشرى كه رسالت خود را انجام داده و به تاريخ تعلق دارد مىنگرند. اسلام، به آن معنى كه ما مىشناسيم و بحث مىكنيم، عبارت است از انسان در كمال نهايى خودش كه به ضرورت ناموس خلقت روزى به آن خواهد رسيد».[١]
مورخ و دانشمند مشهور معاصر «توين بى» مىگويد: «انحطاط تمدنها امرى اجتنابناپذير نيست، ولى تاريخ بشريت در مجموع خود يك خط سير تكاملى را طى كرده است».[٢]
[١] -علامه طباطبائى، تفسيرالميزان، جلد ٤، ص ١٤.
[٢] -مرتضى مطهرى، پيشين، ص ٤٨.