جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٦
حتى با ترسولرز در محيط دانشجويىكه اكثراً كمونيست و برخى بىاعتنا به دين بودند، با تحمل مسخرهكردنها و متلكگوييهاى آنها، در زيرپلههاىسالن بهجا مىآورديم و حملههاى افراد را تحمل مىكرديم. به فكرمان رسيد كه كشور ايران يك مملكت اسلامى است و اكثريت نزديك به تمام خانوادهها مسلمان ومعتقدند. چرا ما كه اكثريت را تشكيل مىدهيم، مانند يك اقليتتر سو رفتاركنيم؟ وظيفه ما حمله است نهتحملزور ... بهفكرافتاديم جمعيتى تشكيل بدهيم و پنج نفر انجمن اسلامى دانشجويان را تشكيل داديم و شروع به تبليغ اسلام كرديم، به طورى كه پس از شش ماه عددمان به ٧٠ نفر رسيد. اين در حالى بود كه تعداد كمونيستها حدود ١٥٠٠ نفر وبسيارىهم لاابالىبودند ...».[١]
فعاليتهاى انجمن اسلامى دانشجويان، به زودى به همه دانشگاههاى تهران سرايت كرد و به رغم كمبودها و موانع، گسترش يافت. فعاليت انجمن عمدتاً حول محور تبليغات مذهبى و عقيدتى بود و در اين راه با تشكيل جلسات بحث و انتقاد در روزهاى جمعه، برپايى جلسات عام و همگانى در مناسبتهاى مذهبى، تشكيل جلسات سخنرانى با حضور افرادى نظير آيتالله طالقانى، حسينعلى راشد، محمدتقى فلسفى، حبيبالله آموزگار، رضازاده شفق، مهدى آذر، مهدى بازرگان، يدالله سحابى و ...، انتشار مقالات فكرى در «نشريه انجمن اسلامى دانشجويان» و مجلات «فروغ علم» و «گنج شايگان» قدمهاى عمدهاى را برداشت.[٢]
محدوديت تبليغات مذهبى و عقيدتى، مانع از فعاليتها و موضعگيريهاى سياسى انجمن اسلامى دانشجويان نبود و در مواقع ضرورى پيرامون برخى از
[١] -همانجا.
[٢] -همان، ص ١١٩.