جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٢٤
استبداد داخلى از طرفى و دخالت كشورهاى اروپايى از طرف ديگر، موجب بروز نهضتهاى عدالتخواهانه و جنبشهاى مردمى در ايران شد، كه نهضت مشروطيت نقطه عطف اين تحولات محسوب مىشود. پس از اين نهضت، رويكرد تجددطلبى سبك غرب در ايران نمود بيشترى يافت. بهطورى كه تقىزاده مىگفت: «بايد از نوك سر تا ناخن انگشتان پا غربى بود».[١]
افرادى همچون تقىزاده برسكولاريسم، تفكيك دين از سياست، حكومت غيردينى، حقوق طبيعى، قانونگذارى، آزادى، دموكراسى، برابرى و ارزشهاى غرب تأكيد كردند. اين افراد غالباً بهصورت استاد مدرسه علوم سياسى، دولتمرد و نماينده مجلس در مجالس اول و دوم، در طراحى قانون اساسى نقش مهمى ايفا كردند و افكار جديدى همچون دموكراسى، سوسياليسم و ناسيوناليسم را در ميان ايرانيان بسط دادند.[٢]
بعد از جنگ جهانى اول و همزمان با سلطنت رضاشاه، موج جديدى از تجدد در كشورهاى اروپايى مطرح شد. در اين موج جديد، تأكيد بر تفكر دولتمدار (Statism) و مهندسى اجتماعى و انديشه تكنوكرات بهمنظور تسريع در پيشبرد جوامع به سوى جامعه نوين مطرح بود.[٣]
اين موج جديد؛ يعنى انديشه مبتنى بر پيشرفت جامعه با حمايت دولت مقتدر، اگرچه بعضى از آرمانهاى تمدن جديد نظير فردگرايى و آزاديهاى فردى را به چالش كشاند، اما در بعضى از كشورهاى اروپايى از جمله آلمان و ايتاليا قدرت گرفت و منجر به پيدايش فاشيسم و نازيسم شد.
[١] -محمدباقر خرمشاد،« سير روشنفكرى در ايران»، فصلنامه تخصصى موسسه آموزش عالى باقرالعلوم، سال ششم، بهار ٨٢، ص ٣٣٤.
[٢] -فريدون آدميت، ميرزا آقاخان كرمانى، ص ٣٦٦.
[٣] -موسى غنىنژاد، تجددطلبى و توسعه ايران، ص ٦٠.